سعدی؛ مردی نکونام و جاودان
۰۷
ارديبهشت
اگر ادبیات کلاسیک فارسی را کاخی با چهار ستون اصلی بدانیم، بیتردید سعدی شیرازی یکی از این ستونها است که نه تنها در ایران، عوام و خواص او را میشناسند و سخنانش را نقل میکنند بلکه در خارج از مرزهای ایران نیز ادیبان زیادی هستند که به بزرگی و جایگاه او پی بردهاند.
درباره احوالات و زندگانی سعدی تا به حال شرحهای بسیاری نوشته شده اما متأسفانه اغلب این نگاشتهها محققانه و خالی از داستانپردازی نیست. دلیل این امر آن است که ایرانیان عموماً در ثبت احوال بزرگان خود بسیار سهلانگاری کردهاند و درباره سعدی، این مسامحه به جایی رسیده که حتی نام او هم به درستی ضبط نشده و از این رو در منابع مختلف نامها و کنیههای گوناگونی از سعدی دیده میشود.
باید گفت که نحوه بیان خود سعدی نیز در ایجاد سردرگمیها در تاریخ و وقایع زندگی او بیتأثیر نبوده است؛ زیرا او برای پروراندن نکات حکمتی و اخلاقی، حکایاتی ساخته و وقایعی نقل کرده که حضور خودش را در آن وقایع نشان میدهد، در حالی که این حکایات فقط تمثیل هستند و حقیقت تاریخی یا ندارند یا اگر دارند مربوط به دوره زندگی شیخ نیستند.
اما مردم بعدها آن وقایع را واقع پنداشته و در احوال، تاریخ و شرح زندگانی او دچار اشتباهات زیادی شدند.
در مجموع آنچه میتوان به تحقیق درباره او گفت این است که خانوادهاش از عالمان دین بودهاند و در سالهای اول سده هفتم هجری در شیراز متولد شده و در جوانی برای تحصیل در مدرسه نظامیه و حوزههای دیگر علوم دینی و ادبی به بغداد رفته است.
سفرهای دیگری به شام، حجاز و مکه داشته و در اواسط سده هفتم هنگامی که ابوبکر بن سعد زنگی از اتابکان سلغری در فارس فرمانروایی داشت به شیراز باز آمده، در سال 655 ه.ق. کتاب بوستان و یک سال بعد گلستان را به ثمر رساند.
سعدی در نزد اتابک ابوبکر و بزرگان دیگر به ویژه پسر ابوبکر که سعد نام داشت قدر و منزلت زیادی یافت تا آنجا که انتساب به او را برای خود تخلص قرار داده و به سعدی شهرت یافت.
ناگفته نماند که سعدی علاوه بر آن که قدردان این الطاف بود، گاهی در ضمن قصاید و غزلهایش به بزرگان، امرای فارس، سلاطین مغول و وزرای ایشان پند و اندرز میداد و به زبانی شایسته، نکات و دقایق اخلاقی را به آنها گوشزد میکرد.
او تا اوایل دهه آخر از سده هفتم در شیراز به عزت و حرمت زیسته و در یکی از سالهای بین 691 و 694 درگذشته و در نزدیکی شهر شیراز در محلی که بقعه او زیارتگاه صاحبدلان است به خاک سپرده شد.
رسم بر این است که برای بیان تواناییهای ادبی یک شاعر، تأثیراتی را که بر شاعران بعد از خود گذاشته بررسی میکنند اما سعدی با دو اثر بسیار ارزشمند خود یعنی بوستان و گلستان نه تنها بر نظم و نثر نویسندگان پس از خود بلکه بر زبان و شیوه گفتار مردم عادی نیز بسیار تأثیرگذار بود و بسیاری از گفتههای او در میان مردم ضربالمثل شد.
در میان شاعران صاحب نام باید به همشهری مشهور سعدی یعنی حافظ اشاره کرد که مصراعهای بسیاری از سعدی را در غزلهای خود آورده و در اصطلاح ادبی به استقبال اشعار سعدی رفته است.
بدیهی است که وقتی شاعر توانایی چون حافظ تا این حد به کلام سعدی ارادت ورزیده شاعران دیگر نیز نمیتوانستند به سادگی از کنار آثار سعدی گذشته و بیهیچ تأثیری از گفتار او، مستقل عمل کنند.
این روند تا عصر بازگشت ادبی همچنان ادامه یافت و در میان شاعران معاصر، شهریار به وضوح از غزلیات سعدی اثر پذیرفته است.
این تأثیرپذیری که محدود به نظم سعدی نیست گاه به تقلید نیز انجامیده است. به عنوان مثال بهارستان جامی و منشأت قائم مقام فراهانی کاملاً پیرو مکتب گلستان هستند هرچند نمیتوان هرگز آنها را با گلستان همپایه دانست.
در اینجا باید به این نکته نیز اشاره کرد که شهرت و نفوذ کلام سعدی محدود به مرزهای ایران نشد. این امر نه تنها نتیجه ناب بودن آثار او بلکه مرهون وقوع دو حادثه مهم تاریخی در عصر سعدی یعنی جنگهای صلیبی میان مسیحیان و مسلمانان در آسیای صغیر و یورش تارتار بود.
این حوادث که خوشان به هیچروی خوشایند نبوده و قتل عام و فجایع بسیاری را به همراه داشتند اما ناگزیر یک نتیجه مهم فرهنگی را نیز در پیآوردند و آن به اوج رسیدن گسترش زبان فارسی در بیرون از مرزهای جغرافیایی ایران بود.
از این رو شهرت سعدی که آثارش نگین درخشانی در زبان پارسی به شمار میآمد همراه با این زبان مرزها را درنوردید و به ویژه بزرگان ادب قونیه و دهلی را به شدت تحت تأثیر قرار داد.
امروزه نیز بر هیچ اهل ادبی پوشیده نیست که آثار سعدی تاکنون چندین بار به زبانهای اروپایی ترجمه شده و بارها از سوی مستشرقان مورد تحقیق و پژوهش قرار گرفتهاند. حتی بسیاری از شاعران غربی همچون گوته و آراگن شیفتهوار تلاش کردهاند تا آثاری به شیوه سعدی خلق و آنها را به نام سعدی مزین کنند. مانند «تمثیلی به شیوه سعدی» اثر آراگن و «گلهای سعدی» اثر مادام دبور دو المور.
یکی دیگر از نویسندگان اروپایی به نام ارنست رنان راز شهرت سعدی را در میان غربیان اینگونه توصیف می کند:
«در حقیقت سعدی یکی از خود ماست. عقل سلیم خدشه ناپذیر او ، لطافت و اندیشهای که به گفتههای وی روح میبخشد، لحن شوخ ملایمی که سعدی بدان وسیله عیوب و انحراف های عالم بشری را انتقاد می کند، همه این محسنات که در شرق کمیاب است سعدی را در چشم ما عزیز می دارد. هنگام خواندن آثار سعدی خواننده تصور می کند که کتاب یک معلّم اخلاق روحی یا یک بذله گوی قرن شانزدهم میلادی را می خواند.»
بنابر آنچه گفته شد و به غیر از تأثیراتی که سعدی بر نویسندگان غربی داشته، در مجموع باید این گفته استاد فروغی را تصدیق کرد که: «هرکس به فارسی نثر نیکو نگاشته و غزل شیوا سروده، پس از سده هفتم هجری دانسته یا ندانسته شاگرد شیخ سعدی است.»
- ۰ نظر
- ۰۷ ارديبهشت ۹۲ ، ۱۸:۰۸
- ۱۴۰۶ نمایش