شب قدر
- ۰ نظر
- ۰۶ مرداد ۹۲ ، ۱۷:۵۸
- ۱۴۲۳ نمایش
رمضان، ماه برکت، رحمت، مغفرت، توبه، انابه، صبر و مواسات. رمضان ماه تقوا و طهارت و رهایی از شر نفس و به خدا پیوستن است. رمضان، ماه علی(ع) آن مقتدای عدالت و انسانیت است که نماز خون و شهادت در محراب عشق را برای اولین بار به یادگار گذاشت. در روایات رسیده از معصومان(ع) نامها و اوصاف بسیاری برای ماه رمضان آمده است، که نامهای یادشده بخشی از آن به شمار میآیند.(1) ولی در این میان به نظر میرسد ماه خدا و میهمانی خدا، عالیترین تعبیری است که درباره ماه رمضان به کار برده شده است. با اینکه همه ماه ها ماه خداست و انسانها همه وقت از نعمت های مادی و معنوی و در حقیقت از سفره گسترده الهی استفاده میکنند، ولی از آنجا که همه کتابهای بزرگ آسمانی از جمله قرآن که کتاب هدایت و راهنمایی برای همه بشریت است در این ماه نازل شده است، و نیز از آنجا که وظیفه بزرگ الهی روزه در این ماه انجام میشود امتیاز خاصی به این ماه بخشیده است. ابی بصیر از امام صادق(ع) نقل کرده که آن حضرت فرموده اند: ««تورات» در ششم و «انجیل» در دوازدهم ماه رمضان، و «زبور» در هجدهم و قرآن در شب قدر نازل شده است.»(2) با توجه به روایت یادشده ماه رمضان همواره ماه نزول کتابهای آسمانی و ماه هدایت و تربیت بوده است. چرا که هدایت و تربیت بدون دستورات و روشهایی که درست را از نادرست جدا و آن را به مردم تعلیم دهد ممکن نیست. برنامه تربیتی روزه نیز، باید با آگاهی هر چه بیشتر و عمیقتر از تعلیمات آسمانی هماهنگ گردد، تا جسم و جان آدمی را از آلودگیهای گناه شستشو دهد. روایات بسیاری درباره جایگاه این ماه بزرگ از امامان معصوم(ع) رسیده است. ولی جامعترین آنها که بسیاری از وظایف روزه دار و شرایط یک روزه کامل و فضائل این ماه را بیان میکند، خطبه مشهور پیامبر اکرم(ص) روایت شده است که آن حضرت در آخرین جمعه ماه شعبان برای آماده ساختن یاران برای استقبال از ماه مبارک رمضان خطبهای خواندند و در آن مژده فرا رسیدن ماه رمضان را داده و جایگاه و اهمیت این ماه بزرگ را تشریح کردند و خطاب به مردم فرمودند: با اینکه همه ماه ها ماه خداست و انسانها همه وقت از نعمتهای مادی و معنوی و در حقیقت از سفره گسترده الهی استفاده میکنند، ولی از آنجا که همه کتابهای بزرگ آسمانی از جمله قرآن که کتاب هدایت و راهنمایی برای همه بشریت است در این ماه نازل شده است، و نیز از آنجا که وظیفه بزرگ الهی روزه در این ماه انجام میشود امتیاز خاصی به این ماه بخشیده است. «ای مردم، ماه خدا، با برکت و رحمت و آمرزش به شماروی آورده است. ماهی که در نزد خدا برترین ماههاست. روزهایش برترین روزها و شبهایش برترین شبها و ساعات آن برترین ساعت ها است. ماهی است که به میهمانی خدا دعوت شدهاید و از کسانی که مورد اکرام خدا هستند میباشید. در این ماه نفس کشیدن شما ثواب تسبیح و ذکر خدا و نیز خواب شما ثواب عبادت خواهد داشت. اعمال شما در این ماه پذیرفته و دعای شما مستجاب است. پس با نیتهای خالص و صادق و دلهای پاک از خدا بخواهید که شما را در این ماه به روزهداری و تلاوت قرآن موفق گرداند. شقاوتمند و به دور از سعادت کسی است که در این ماه بزرگ از رحمت و آمرزش خداوند محروم بماند. با گرسنگی و تشنگی خود در این ماه، گرسنگی و تشنگی روز قیامت را به یاد آورید. در این ماه به بینوایان و تهیدستان رسیدگی و بخشش کنید. بزرگان خود را احترام کنید و بر کودکان خود مهربان باشید و با خویشاوندان خود رفت و آمد کرده و پیوند با آنان را محکم سازید. زبانهایتان را از گناه و بیهودهگویی نگه دارید. چشمهای خود را از آنچه نگاه کردن به آن جایز نیست بپوشانید و گوشهایتان را از آنچه شنیدن آن حلال نیست فرو بندید. بر یتیمان مردم محبت و مهربانی کنید، تا پس از شما با یتیمانتان مهربانی کنند. و از گناهانتان به سوی خدا توبه و بازگشت نمایید. به هنگام نماز دستهایتان را به دعا بردارید، زیرا این اوقات بهترین ساعاتی است که خداوند با عزت و جلال به لطف و رحمت به سوی بندگانش نظر میکند. و چون با او به راز و نیاز پردازند پاسخشان دهد. و هنگامی که او را صدا کنند لبیکشان گوید، و زمانی که او را بخوانند اجابتشان کند. ای مردم، به راستی که جانهای شما در گرو اعمال شماست، پس با طلب آمرزش الهی آنها را آزاد سازید. پشت شما از بار گناهان، سنگین است پس با سجده های طولانی آن را سبک کنید. و بدانید خدایی که یاد او برتر است به عزت خود سوگند یاد کرده که نمازگزاران و سجده کنندگان را عذاب نکند و در آن روز که آدمیان در پیشگاه پروردگار جهانیان می ایستند، ایشان را به آتش جهنم نترساند. ای مردم، هر کس از شما که در این ماه روزه دار مؤمنی را افطار دهد، برای او به خاطر این عمل، ثواب آزاد کردن بندهای و آمرزش گناهان گذشته در نظر گرفته میشود.» گفته شد: ای رسول خدا(ص) همه ما را توانایی این کار (افطار روزه دار) نیست. رسول خدا(ص) فرمود: «خود را از آتش جهنم برهانید اگر چه به افطار دادن نصف دانه خرما و یا جرعه آبی باشد. ای مردم، هر کس از شما اخلاقش را در این ماه نیکو سازد، گذشتن از صراط در قیامت در روزی که قدمها بر آن می لغزد بر او آسان شود. و هر که در این ماه بر زیردستان خود آسان گیرد خداوند نیز حساب اعمالش را آسان خواهد گرفت. و هر که در این ماه شر خود را از دیگران باز دارد، خداوند نیز در روز ملاقات غضبش را از او بازدارد. هر که در این ماه یتیمی را گرامی بدارد، خداوند در روز قیامت او را گرامی خواهد داشت. هر که در این ماه با خویشاوندان خود رفت و آمد نموده و پیوند با آنان را محکم سازد، خداوند او را در روز ملاقات به رحمت خویش پیوند دهد، و هر که در این ماه رابطه خود را با خویشاوندانش ببرد، خداوند نیز رحمتش را در روز قیامت از او خواهد برید. در این ماه به بینوایان و تهیدستان رسیدگی و بخشش کنید. بزرگان خود را احترام کنید و بر کودکان خود مهربان باشید و با خویشاوندان خود رفت و آمد کرده و پیوند با آنان را محکم سازید. زبانهایتان را از گناه و بیهوده گویی نگه دارید. چشم های خود را از آنچه نگاه کردن به آن جایز نیست بپوشانید و گوشهایتان را از آنچه شنیدن آن حلال نیست فرو بندید. هر که در این ماه نماز مستحبی به جای آورد، خداوند او را از آتش دوزخ دور میکند. و هر که در این ماه عمل واجبی را انجام دهد خداوند ثواب هفتاد عمل واجب که در ماه های دیگر به جا آورد به او عطا میکند. و هر که در این ماه بر من (پیامبر اسلام) صلوات بسیار فرستد خداوند در روزی که میزان اعمال سبک شوند، میزان عملش را سنگین گرداند. هر که در این ماه آیهای از قرآن بخواند پاداش کسی را دارد که در ماههای دیگر ختم قرآن کرده باشد. ای مردم، در این ماه درهای بهشت گشوده است. پس از خدایتان بخواهید که آنها را بر شما نبندد. در این ماه درهای جهنم بسته است، پس از خدایتان بخواهید که آنها را به سبب گناهانتان بر شما نگشاید. در این ماه شیطانها به بند کشیده شدهاند. از خدایتان بخواهید که آنها را بر شما مسلط نگرداند.» برترین اعمال دوری از گناهعلی(ع) میفرماید: من در این وقت برخاستم و عرض کردم ای رسول خدا(ص) برترین اعمال در این ماه کدام است؟ آن حضرت فرمودند: ای ابوالحسن، برترین اعمال در این ماه خودداری از اعمالی است که خدا آن را حرام کرده است. پس آنگاه پیامبر گریست. گفتم ای رسول خدا(ص) چه چیز سبب گریه شما شد؟ فرمود: ای علی، از آنچه در این ماه بر تو روا میدارند میگریم، گویی تو را میبینم که برای پروردگارت به نماز ایستادهای و شقیترین و بدبخت ترین افراد در میان اولین و آخرین انسانها و همتای کسی که ناقه قوم ثمود را از پای درآورد برخاسته بر فرق تو ضربهای فرود میآورد که محاسنت را به خون سرت رنگین میکند. پس عرض کردم ای رسول خدا؛ آیا این در حالی است که دینم به سلامت است؟ فرمود: آری، ای علی، هر که تو را دشمن دارد مرا دشمن داشته و هر که تو را ناسزا و دشنام دهد مرا ناسزا و دشنام گفته است. خداوند تبارک و تعالی من و تو را آفرید و مرا و تو را برگزید. مرا برای نبوت و تو را برای امامت اختیار کرد. هر کس امامت تو را انکار کند نبوت مرا انکار کرده است. ای علی، تو وصی من و پدر فرزندان من و همسر دخترم و جانشین من بر امتم، به هنگام حیات و پس از مرگ من هستی. دستور تو دستور من و نهی و بازداشتن تو نهی من است. سوگند به خدایی که مرا به رسالت برگزیده و مرا از بهترین مردم قرار داد، تو حجت خدا بر خلقش و امین او بر سرّش و خلیفه او بر بندگانش هستی.(3) با دقت در خطبه یادشده به خوبی روشن میشود که این فرمان الهی تا چه اندازه در نزد خداوند محبوب و ارجمند است. پیامبر اکرم(ص): ای مردم، هر کس از شما که در این ماه روزهدار مؤمنی را افطار دهد، برای او به خاطر این عمل، ثواب آزاد کردن بندهای و آمرزش گناهان گذشته در نظر گرفته میشود.» گفته شد: ای رسول خدا(ص) همه ما را توانایی این کار (افطار روزهدار) نیست. رسول خدا(ص) فرمود: «خود را از آتش جهنم برهانید اگر چه به افطار دادن نصف دانه خرما و یا جرعه آبی باشد. پیامبر اکرم(ص): هر که در این ماه با خویشاوندان خود رفت و آمد نموده و پیوند با آنان را محکم سازد، خداوند او را در روز ملاقات به رحمت خویش پیوند دهد، و هر که در این ماه رابطه خود را با خویشاوندانش ببرد، خداوند نیز رحمتش را در روز قیامت از او خواهد برید. بر همین اساس، پیامبر اسلام از قول خداوند تبارک و تعالی نقل میکند که فرمود: «الصوم لی و انا اجزی به؛(4) روزه برای من است و من پاداش آن را خواهم داد.» تردیدی نیست که این همه فضائل و آثار تنها با دست کشیدن از خوردن و آشامیدن ... به دست نمیآید بلکه همان گونه که امام صادق(ع) در روایتی مفصل اشاره کردهاند شرایط خاصی دارد لازم است همان گونه که ظاهر انسان روزهدار است اعضا و جوارح وی نیز، روزهدار باشند. زبان باید از دروغ بپرهیزد. دیدگان باید از نامحرم فرو بسته شوند، نزاع، حسد، غیبت و دیگر رذائل اخلاقی در بین نباشد تا روزه دارای آن آثار باشد.(5) رسول اکرم(ص) به جابر بنعبداللّه انصاری فرمود: ای جابر، هر کس در روز ماه رمضان روزه بدارد و شب آن را به یاد خدا بیدار شود، شکم را از حرام و دامن را از آلودگی حفظ کند و زبان خویش را نگه دارد، از گناهان بیرون رود همچنان که از این ماه بیرون میرود. جابر گفت: ای پیامبر خدا، چه نیکوست این حدیث. پیامبر اکرم(ص) فرمود: ای جابر، چه دشوار است شرایط آن.(6) آثار اخلاقی و تربیتی روزهروزه دارای ابعاد گوناگون و آثار بسیاری است. که از همه مهمتر بُعد اخلاقی و تربیتی آن است. روزه اگر روزه باشد صفای باطن و پاکیزگی روح را به همراه دارد، چرا که انسان روزهدار با خودداری از خوردن و آشامیدن قوای حیوانی خود را تردیدی نیست که این همه فضائل و آثارتنها با دست کشیدن از خوردن و آشامیدن ... به دست نمیآید بلکه همان گونه که امام صادق(ع) در روایتی مفصل اشاره کردهاند شرایط خاصی دارد لازم است همان گونه که ظاهر انسان روزهدار است اعضا و جوارح وی نیز، روزهدار باشند. زبان باید از دروغ بپرهیزد.دیدگان باید از نامحرم فرو بسته شوند، نزاع، حسد، غیبت و دیگر رذائل اخلاقی در بین نباشد تا روزه دارای آن آثار باشد. تضعیف و بر هوا و هوسهای خود پیروز میگردد. قرآن به هنگام دستور روزه به مؤمنان میفرماید: «ای مؤمنان، همان گونه که روزه را بر اقوام پیش از شما واجب کرده بودیم آن را بر شما نیز واجب ساختیم تا پرواپیشه شوید.»(7) اسلام میخواهد، مسلمان با روزهداری در ماه مبارک رمضان زمینه پرورش روح و تقوا را در همه زمینهها در خود ایجاد کنند. زیرا همان گونه که اشاره کردیم، هر گاه انسان از انجام خواستههای طبیعی تن، خودداری کرد، بخوبی میتواند از پیروی هوای نفس خودداری کند بدون تردید رسیدن به مرحله تقوا و پرورش روح در همه ابعاد تنها با امساک از خوردن و آشامیدن به دست نمیآید بلکه شرایط دیگری لازم دارد که بدان اشاره کردیم. بنابراین، اگر دیده میشود که وضع اخلاقی برخی از افراد با اینکه یک ماه را روزه گرفتهاند، با گذشته چندان تفاوتی ندارد و به پاکی و تعالی آنان نینجامیده است، به جهت این است که روزه را تنها خودداری از خوردن و آشامیدن پنداشتهاند. در حالی که پیامبر اسلام(ص) میفرماید: «کوچکترین و آسانترین چیزی که خداوند در روزه، برای روزهدار واجب کرده امساک از خوردن و آشامیدن است.»(8) رسول اکرم(ص) به جابر بنعبداللّه انصاری فرمود: ای جابر، هر کس در روز ماه رمضان روزه بدارد و شب آن را به یاد خدا بیدار شود، شکم را از حرام و دامن را از آلودگی حفظ کند و زبان خویش را نگه دارد، از گناهان بیرون رود همچنان که از این ماه بیرون میرود. براساس روایات، روزهدار، همان گونه که از خوردنیها و آشامیدنیها خودداری میکند، باید همه اعضای بدن خود را روزهدار نگه دارد، در این صورت است که خداوند روزه او را میپذیرد و صفای روح و باطن به او عنایت میکند.(9) از باب نمونه علی(ع) از پیامبر اسلام(ص) نقل کرده است: «هر کس برای رضای خدا و پاداش اخروی، در ماه رمضان روزه بگیرد و گوش و چشم و زبان خود را از مردم بازدارد خداوند روزه او را میپذیرد و همه گناهان او را میبخشد و به او ثوابی معادل ثواب صابران عنایت میکند.»(10) در حدیث یادشده، پیامبر اسلام(ص) کنترل چشم و گوش و زبان را به همراه خودداری از دیگر مبطلات چون خوردن و آشامیدن از شرایط روزه کامل و واقعی داشته است. بدون تردید اگر مسلمانی اینگونه که پیامبر فرموده روزه بگیرد. و جسم و جان خود را به مدت یک ماه تمرین و پرورش دهد به مرحله صفای باطن و تعالی روح و تقوا در ابعاد گوناگون خواهد رسید. لباس های پاک و پاکیزهاسلام با دستور روزه به همه مؤمنان «یا ایهاالذین آمنوا کتب علیکم الصیام ...»(11) میخواهد که مسلمانان لباس های پاک و پاکیزه داشته باشند. جامعهای که از تزویر، خیانت، ستمگری و تجاوز به حقوق و شخصیت یکدیگر پاک باشد. به همین جهت اسلام، افزون بر تشریح قانونهای گسترده که همه ابعاد زندگی بشری را در برمیگیرد با واجب کردن یک ماه روزه در ماه مبارک رمضان، تمایلات شیطانی و هوسهای سرکش انسانها را سرکوب میکند. نکتهای که درخور دقت است و در خطبه رسول خدا نیز بدان اشاره شده این است که اسلام، پیش از آنکه پیروان خود را به کارهای نیک وادارد از ارتکاب گناه و پلیدی باز میدارد. چرا که اگر زمینه آموزش احکام و تربیت اسلامی آماده نباشد، هر گونه تبلیغ و تلاش بیهوده است. از این رو گاه وقتی که علی(ع) از پیامبر اسلام(ص) سؤال میکند که بهترین عمل در ماه رمضان کدام است؟ آن حضرت میفرماید: «الورع عن محارماللّه؛(12) بهترین عمل در این ماه، دوری از گناهان است.» روزه اگر روزه باشد صفای باطن و پاکیزگی روح را به همراه دارد، چرا که انسان روزهدار با خودداری از خوردن و آشامیدن قوای حیوانی خود را تضعیف و بر هوا و هوسهای خود پیروز میگردد. تردیدی نیست که گناه و تجاوز به حقوق دیگران بنیاد هر جامعهای را سست و متزلزل و سپس نابود میکند. تاریخ بیانگر آن است که هر جامعهای تا زمانی میتواند پایدار بماند و به سیر صعودی خود ادامه دهد که به گناه و فساد آلوده نشده باشد. و چون جامعهای به گناه و فساد، بیقانونی و تجاوز به حقوق دیگران روی آورد متزلزل و سپس از بین خواهد رفت. روزهای که اسلام بدان دستور میدهد در واقع مبارزهای همه سویه علیه همه انواع فساد و آلودگیهاست. و اگر با شرایط آن انجام پذیرد ریشه همه فسادها، انحرافها و آلودگیهای اجتماعی از دل و جان انسانها کنده شده و به جای آن صفا و پاکی نشانده میشود. اجابت دعای روزه دارانچون شخص روزه دار به منظور اطاعت از خدا، از خوردن و آشامیدن و دیگر مبطلات روزه خودداری میکند، از صفای باطن و حالات روحانی و معنوی خاصی برخوردار میگردد. وجود این حالت در انسان او را به نزول رحمت های الهی و اجابت دعاهایش امیدوار می سازد همان گونه که امام سجاد(ع) میفرماید: دعای روزه دار به هنگام افطار پذیرفته میشود.(13) در خطبه و دیگر روایاتی که از پیامبر اسلام(ص) بدان اشاره کردیم به صورت مطلق به هنگام افطار و غیر آن از اجابت دعای روزه دار سخن گفته شده است. البته به هنگام افطار چون حالت روحانی ویژهای برای روزه دار پدید میآید، در روایات از جمله روایت یادشده سفارش شده که روزهدار در آن هنگام دعا کند که دعایش پذیرفته میشود. اسلام میخواهد، مسلمان با روزهداری در ماه مبارک رمضان زمینه پرورش روح و تقوا را در همه زمینهها در خود ایجاد کنند. زیرا همان گونه که اشاره کردیم، هر گاه انسان از انجام خواستههای طبیعی تن، خودداری کرد، بخوبی میتواند از پیروی هوای نفس خودداری کند. امام صادق(ع) درباره سیره پیامبر(ص) چنین میفرماید: «هر وقت رسول خدا(ص) میخواست افطار کند میفرمود: پروردگارا برای تو روزه گرفتیم و با روزی تو افطار میکنیم، پس این روزه را از ما بپذیر، تشنگی رفت و سیراب شدیم. لیکن پاداش روزه بر جای مانده است.»(14) آثار و برکات اجتماعی روزهروزه افزون بر آثار تربیتی، آثار اجتماعی بسیاری دارد که به نمونهای از آنها اشاره میشود. 1. درس مساوات و برابری:روزه به مسلمانان درس مساوات و برابری میدهد با انجام این دستور الهی، افراد ثروتمند درد فقر و ناداری و گرسنگی را به گونهای محسوس میچشند، و به خوبی از درد دل آنان آگاه میگردند. همین احساس آنها را وامیدارد تا به یاری آنان بشتابند. ممکن است گفته شود که با توصیف حال گرسنگان و محرومان میتوان ثروتمندان را متوجه حال فقیران ساخت. ولی بدون تردید، اگر این مسئله با روزهداری جنبه عینی به خود بگیرد اثر آن بسیار بیشتر است از این روی در حدیثی از امام صادق(ع) نقل شده که هشام بنحکم از علت تشریع روزه پرسید، امام چنین پاسخ دادند: «انما فرضاللّه الصیام لیستوی به الغنی و الفقیر و ذلک ان الغنی لم یکن لیجدمس الجوع، فیرحم الفقیر، و ان الغنی کلما اراد شیئا قدر علیه، فاراداللّه تعالی ان یسوی بین خلقه، وان یذیق الغنی مس الجوع و الالم، لیرق علی الضعیف و یرحم الجائع؛(15) بر اساس روایات، روزهدار، همان گونه که از خوردنیها و آشامیدنیها خودداری میکند، باید همه اعضای بدن خود را روزهدار نگه دارد، در این صورت است که خداوند روزه او را میپذیرد و صفای روح و باطن به او عنایت میکند. روزه به این دلیل واجب شده است که میان فقیر و ثروتمند مساوات برقرار گردد. و این بدان سبب است که ثروتمند طعم گرسنگی را بچشد و نسبت به فقیر ادای حق کند. چرا که ثروتمندان هر چه را بخواهند (از امور مادی) برای آنان فراهم است، خدا میخواهد میان بندگان خود مساوات باشد و طعم گرسنگی و درد و رنج را به ثروتمندان بچشاند تا به ضعیفان و گرسنگان رسیدگی کنند.» 2. کاهش جرم و جنایتبا فرا رسیدن ماه مبارک رمضان، آمار جرائم و جنایات در میان مسلمانان به گونهای چشمگیر کاهش مییابد و رغبت مردم به کارهای نیک فزونی میگیرد. دعاها، انفاقها، تلاوت قرآن، رفت و آمد با خویشان و دوستان، شرکت در محافل دینی و ... در این ماه بیش از ماههای دیگر است. و این امر در تقویت روح همبستگی اسلامی و تحریک عواطف انسانی تأثیر بسزایی دارد. تردیدی نیست که گناه و تجاوز به حقوق دیگران بنیاد هر جامعهای را سست و متزلزل و سپس نابود میکند. تاریخ بیانگر آن است که هر جامعهای تا زمانی میتواند پایدار بماند و به سیر صعودی خود ادامه دهد که به گناه و فساد آلوده نشده باشد. و چون جامعهای به گناه و فساد، بیقانونی و تجاوز به حقوق دیگران روی آورد متزلزل و سپس از بین خواهد رفت. روزهای که اسلام بدان دستور میدهد در واقع مبارزهای همه سویه علیه همه انواع فساد و آلودگیهاست. و اگر با شرایط آن انجام پذیرد ریشه همه فسادها، انحرافها و آلودگیهای اجتماعی از دل و جان انسانها کنده شده و به جای آن صفا و پاکی نشانده میشود. آماری که همه ساله پس از ماه مبارک رمضان منتشر میشود بیانگر آن است که در سرتاسر ایران جرم و جنایت به صورت محسوس و گاه تا چهل یا پنجاه درصد کاهش مییابد. و تعداد کسانی که به دادگاهها مراجعه میکنند نیز به نصف کاهش مییابد. مردم در کوچه و بازار کمتر دروغ میگویند و نیز کمتر سر یکدیگر کلاه میگذارند. حتی دزدیها در این ماه کاهش مییابد و ... و همه اینها از آثار روزه و روزهداری است. امام صادق(ع): روزه به این دلیل واجب شده است که میان فقیر و ثروتمند مساوات برقرار گردد. و این بدان سبب است که ثروتمند طعم گرسنگی را بچشد و نسبت به فقیر ادای حق کند. چرا که ثروتمندان هر چه را بخواهند (از امور مادی) برای آنان فراهم است، خدا میخواهد میان بندگان خود مساوات باشد و طعم گرسنگی و درد و رنج را به ثروتمندان بچشاند تا به ضعیفان و گرسنگان رسیدگی کنند.» آثار بهداشتی و درمانی روزهدر حدیثی از پیامبر اسلام(ص) آمده است: «صوموا تصحوا؛(16) روزه بگیرید تا تندرست شوید.» در طب قدیم و همچنین در طب جدید آثار «امساک» در درمان بسیاری از بیماریها به اثبات رسیده است. و کمتر طبیبی است که در گذشته و حال به این حقیقت اشارهای نکرده باشند از باب نمونه: حکیم قرن ششم پیش از میلاد، فیثاغورث به شاگردانش توصیه میکرد تا در مواقع بیماری و نیز به منظور تهذیب نفس از نوعی امساک کمک بگیرند. سقراط نیز، که او را پدر دانش پزشکی نامیدهاند برای حفظ صحت و درمان بیماریها «امساک» را برای مدتی طولانی ضروری میدانست.(17) بسیاری از مردم چنین میپندارند که غذای بیشتر انرژی بیشتری تولید میکند غافل از اینکه غذای زائد و اضافی، موجب اختلال دستگاه گوارش و سبب ذخیره شدن چربیهای خارج از اندازه است و بیماریهای گوناگونی را به وجود میآورد. بیماریهای خطرناک چاقی، تصلب شرایین، انسداد عروق، دیابت و بسیاری از بیماریهای دیگر ریشه در تغذیه زیاد و گاهی هم معلول کیفیت آن است. در روایات افزون بر روزهداری از ضررهای شکمپرستی و منافع امساک و کم خوری بسیار سخن گفته شده است و همواره مسلمانان به رعایت اعتدال در استفاده از انواع غذاها فرمان داده شدهاند. یکی از درباریان منصور دوانیقی «خلیفه عباسی» نقل میکند: روزی حضرت صادق(ع) در مجلس خلیفه حاضر بود. یک طبیب هندی کتابی درباره طب در دست داشت و میخواند و آن حضرت ساکت نشسته بود. چون طبیب از خواندن کتاب باز ایستاد، به امام صادق گفت: آیا مایلی چیزی از این کتاب به شما بیاموزم؟ امام فرمود: نه، زیرا آنچه از قواعد طبی که نزد من است بهتر از چیزی است که تو داری و سپس فرمودند: من دستور پیامبر اسلام(ص) را به کار میبندم که فرمود: «المعدة بیت الداء و الحمیة هی الدواء؛(18) معده مرکز بیماریها و امساک بالاترین داروهاست.» آن طبیب هندی با شگفتی گفت: طب غیر از این چیزی نیست. به نقلی دیگر، طبیب هندی از امام پرسید که این دانش را از کجا آوردهای؟ امام فرمود: این سخن را از پدرانم و آنها از پیامبر اسلام و پیامبر اسلام از جبرئیل و خداوند تبارک و تعالی آموخته است. طبیب هندی گفت: راست گفتی و من شهادت میدهم که خدایی جز خدای یگانه وجود ندارد و محمد رسول خدا(ص) است.(19) امروزه نیز پزشکان معترفند که مسئله تغذیه نقش مهمی در سلامت و بیماری انسان دارد همان گونه که طبیب روسی «الکسی سوفورین» در کتاب خود مینویسد: 95% بیماریهای مردم از شکمخوارگی و سوءتغذیه سرچشمه میگیرد.(20) وی در جای دیگر مینویسد: «درمان از طریق روزه فائده ویژهای برای کم خونی، ضعف رودهها، التهاب بسیط و مزمن، دملهای داخلی و خارجی، سل، اسکلیروز، روماتیسم، نقرس، استسقاء، نوراستنی، عرق النساء، خراز «ریختگی پوست» بیماریهای چشم، مرض قند، بیماریهای جلدی، بیماریهای کلیه، کبد و بیماریهای دیگر دارد. معالجه از طریق امساک اختصاص به بیماریهای فوق ندارد، بلکه بیماریهایی که مربوط به اصول جسم انسان است و با سلولهای جسم آمیختهشده همانند: سرطان، سفلیس، سل و طاعون را نیز شفا میبخشد.»(21) آماری که همه ساله پس از ماه مبارک رمضان منتشر میشود بیانگر آن است که در سرتاسر ایران جرم و جنایت به صورت محسوس و گاه تا چهل یا پنجاه درصد کاهش مییابد. و تعداد کسانی که به دادگاهها مراجعه میکنند نیز به نصف کاهش مییابد. مردم در کوچه و بازار کمتر دروغ میگویند و نیز کمتر سر یکدیگر کلاه میگذارند. حتی دزدیها در این ماه کاهش مییابد و ... و همه اینها از آثار روزه و روزهداری است. برخی از تعالیم اسلام در این باره جنبه پیشگیری و برخی دیگر جنبه درمانی دارد در بخش پیشگیری به پیروان خود سفارش کرده است تا گرسنه نشوند از خوردن غذا خودداری کنند. و به هنگام خوردن غذا پیش از آنکه سیر شوند از خوردن دست بکشند.(22) و در بخش درمانی، روزهداری بهترین درمان است روزه مواد زائد و اضافی و جذبنشده بدن را میسوزاند. افزون براین، نوعی استراحت برای دستگاههای گوارشی و عامل مؤثری برای سرویس کردن آنهاست. و با توجه به اینکه این دستگاه در طول سال مشغول به کار است. این استراحت ضررری است. روشن است که روزهدار به هنگام سحری خوردن و یا افطار کردن نباید در خوردن و آشامیدن افراط کند، تا از آثار بهداشتی و درمانی روزه نیز بهرهمند شود. پی نوشت ها:در حدیثی از پیامبر اسلام(ص) آمده است: «صوموا تصحوا؛ روزه بگیرید تا تندرست شوید.» در طب قدیم و همچنین در طب جدید آثار «امساک» در درمان بسیاری از بیماریها به اثبات رسیده است. و کمتر طبیبی است که در گذشته و حال به این حقیقت اشارهای نکرده باشند از باب نمونه: حکیم قرن ششم پیش از میلاد، فیثاغورث به شاگردانش توصیه میکرد تا در مواقع بیماری و نیز به منظور تهذیب نفس از نوعی امساک کمک بگیرند. سقراط نیز، که او را پدر دانش پزشکی نامیدهاند برای حفظ صحت و درمان بیماریها «امساک» را برای مدتی طولانی ضروری میدانست. 1. بحارالانوار، ج96، ص340، 341، 342، 359 و ... 2. وسائل الشیعه، ج7، ص224، ناشر، احیاءالتراث العربی. 3.بحارالانوار، ج96، ص356، 358، الامالی، صدوق 57، 58؛ عیون الاخبار، ج1، ص295. 4. سفینة البحار، ج2، ص64، دارالمرتضی، بیروت؛ بحارالانوار، ج96، ص255. 5. وسائل الشیعه، ج7، ص117، 119. 6. همان، ص116. 7. بقره، آیه183. 8. وسائل الشیعه، ج7، ص118. 9.همان، روایت 7، 10، 12، 13. 10. همان، ص118. 11. بقره، آیه 183. 12. بحارالانوار، ج96، ص356. 13. وسائل الشیعه، ج7، ص106. 14. بحارالانوار، ج96، ص106، سفینة البحار، ج2، ص66. 15. وسائل الشیعه، ج7، ص3، بحارالانوار، ج96، ص371. 16. بحارالانوار، ج96، ص255. 17. حکمة الصوم و آثار، ص38، ناشر: گروه فرهنگ اجتماعی کویت، به نقل از نقش روزه در سازندگی انسان. 18. سفینةالبحار، ج2، ص78. 19. همان. 20. حکمة الصوم و آثار، ص98. 21. روزه روش نوین برای درمان بیماریها، ص65 به نقل از تفسر نمونه، ج1، ص632. 22. سفینةالبحار، ج2، ص79. |
نام مبارک امام پنجم محمد بود.
لقب آن حضرت باقر یا باقرالعلوم است ,بدین جهت که : دریاى دانش را شکافت و اسرار علوم را آشکارا ساخت .
القاب دیگرى مانند شاکر و صابر و هادى نیز براى آن حضرت ذکر کردهاند که هریک بازگوینده صفتى از صفات آن امام بزرگوار بوده است .
کنیه امام ابوجعفر بود .
مادرش فاطمه دختر امام حسن مجتبى (ع) است .
بنابراین نسبت آن حضرت از طرف مادر به سبط اکبر حضرت امام حسن (ع) و از سوى پدر به امام حسین (ع) میرسید .
پدرش حضرت سیدالساجدین , امام زین العابدین , على بن الحسین (ع) است .
تولد حضرت باقر (ع) در روز جمعه سوم ماه صفر سال 57 هجرى در مدینه جانگداز کربلا همراه پدر و در کنار جدش حضرت سیدالشهداء کودکى بود که به چهارمین بهار زندگیش نزدیک می شد .
دوران امامت امام محمد باقر (ع) از سال 95 هجرى که سال درگذشت امام زین العابدین (ع) است آغاز شد و تا سال 114 ه . یعنى مدت 19 سال و چند ماه ادامه داشته است .
در دوره امامت امام محمد باقر (ع) و فرزندش امام جعفرصادق (ع) مسائلى مانند انقراض امویان و بر سر کار آمدن عباسیان و پیدا شدن مشاجرات سیاسى و ظهور سرداران و مدعیانى مانند ابوسلمه خلال و ابومسلم خراسانى و دیگران مطرح است , ترجمه کتابهاى فلسفى و مجادلات کلامى در این دوره پیش میآید , و عدهاى از مشایخ صوفیه و زاهدان و قلندران وابسته به دستگاه خلافت پیدا میشوند .
قاضیها و متکلمانى به دلخواه مقامات رسمى و صاحب قدرتان پدید میآیند و فقه و قضاء و عقاید و کلام و اخلاق را - بر طبق مصالح مراکز قدرت خلافت شرح و تفسیر مینماید , و تعلیمات قرآنى - به ویژه مسأ له امامت و ولایت را , که پس از واقعه عاشورا و حماسه کربلا , افکار بسیارى از حق طلبان را به حقانیت آل على (ع) متوجه کرده بود , و پرده از چهره زشت ستمکاران اموى ودین به دنیا فروشان برگرفته بود , به انحراف میکشاندند و احادیث نبوى را دربوته فراموشى قرار میدادند .
برخى نیز احادیثى به نفع دستگاه حاکم جعل کرده ویا مشغول جعل بودند و یا آنها را به سود ستمکاران غاصب خلافت دگرگون می نمودند .
اینها عواملى بود بسیار خطرناک که باید حافظان و نگهبانان دین در برابر آنهابایستند .
بدین جهت امام محمد باقر (ع) و پس از وى امام جعفر صادق (ع) از موقعیت مساعد روزگار سیاسى , براى نشر تعلیمات اصیل اسلامى و معارف حقه بهره جستند , و دانشگاه تشیع و علوم اسلامى را پایهریزى نمودند .
زیرا این امامان بزرگوار و بعد شاگردانشان وارثان و نگهبانان حقیقى تعلیمات پیامبر( ص ) و ناموس و قانون عدالت بودند , و میبایست به تربیت شاگردانى عالم و عامل و یارانى شایسته و فداکار دست یازند , و فقه آل محمد ( ص ) را جمع و تدوین و تدریس کنند .
به همین جهت محضر امام باقر ( ع ) مرکز علماء ودانشمندان و راویان حدیث و خطیبان و شاعران بنام بود .
در مکتب تربیتى امام باقر ( ع ) علم و فضیلت به مردم آموخته میشد .
ابوجعفر امام محمد باقر ( ع )متولى صدقات حضرت رسول ( ص ) و امیرالمؤمنین ( ع ) و پدر و جد خود بود واین صدقات را بر بنى هاشم و مساکین و نیازمندان تقسیم میکرد , و اداره آنهارا از جهت مالى به عهده داشت .
امام باقر ( ع ) داراى خصال ستوده و مؤدب به آداب اسلامى بود .
سیرت و صورتش ستوده بود .
پیوسته لباس تمیز و نومیپوشید .
در کمال وقار و شکوه حرکت میفرمود .
از آن حضرت می پرسیدند : جدت لباس کهنه و کم ارزش میپوشید , تو چرا لباس فاخر بر تن میکنى ؟ پاسخ میداد : مقتضاى تقواى جدم و فرماندارى آن روز , که محرومان و فقرا و تهیدستان زیادبودند , چنان بود .
من اگر آن لباس بپوشم در این انقلاب افکار , نمیتوانم تعظیم شعائر دین کنم .
امام پنجم ( ع ) بسیار گشادهرو و با مؤمنان و دوستان خویش برخورد بود .
با همه اصحاب مصافحه میکرد و دیگران را نیز بدین کار تشویق می فرمود .
در ضمن سخنانش میفرمود : مصافحه کردن کدورتهاى درونى را از بین میبرد و گناهان دوطرف - همچون برگ درختان در فصل خزان - می ریزد .
امام باقر (ع) در صدقات و بخشش و آداب اسلامى مانند دستگیرى از نیازمندان و تشییع جنازه مؤمنین وعیادت از بیماران و رعایت ادب و آداب و سنن دینى , کمال مواظبت را داشت .
میخواست سنتهاى جدش رسول الله (ص) را عملا در بین مردم زنده کند و مکارم اخلاقى را به مردم تعلیم نماید .
در روزهاى گرم براى رسیدگى به مزارع و نخلستانها بیرون میرفت , و باکارگران و کشاورزان بیل میزد و زمین را براى کشت آماده میساخت .
آنچه ازمحصول کشاورزى - که با عرق جبین و کد یمین - به دست میآورد در راه خدا انفاق میفرمود .
بامداد که براى اداى نماز به مسجد جدش رسول الله (ص) میرفت , پس از گزاردن فریضه , مردم گرداگردش جمع میشدند و از انوار دانش و فضیلت اوبهرهمند میگشتند .
مدت بیست سال معاویه در شام و کارگزارانش در مرزهاى دیگر اسلامى درواژگون جلوه دادن حقایق اسلامى - با زور و زر و تزویر و اجیر کردن عالمان خودفروخته - کوشش بسیار کردند .
ناچار حضرت سجاد (ع) و فرزند ارجمندش امام محمد باقر (ع) پس از واقعه جانگداز کربلا و ستم هاى بی سابقه آل ابوسفیان , که مردم به حقانیت اهل بیت عصمت (ع) توجه کردند , در اصلاح عقاید مردم به ویژه در مسأ له امامت و رهبرى , که تنها شایسته امام معصوم است , سعى بلیغ کردندو معارف حقه اسلامى را - در جهات مختلف - به مردم تعلیم دادند ; تا کار نشر فقه و احکام اسلام به جایى رسید که فرزند گرامى آن امام , حضرت امام جعفر صادق (ع) دانشگاهى با چهار هزار شاگرد پایه گذارى نمود , و احادیث و تعلیمات اسلامى را در اکناف و اطراف جهان آن روز اسلام انتشار داد .
امام سجاد (ع) با زبان دعا و مناجات و یادآورى از مظالم اموى و امر به معروف و نهى از منکرو امام باقر (ع) با تشکیل حلقه هاى درس , زمینه این امر مهم را فراهم نمود و مسائل لازم دینى را براى مردم روشن فرمود .
رسول اکرم اسلام (ص) در پرتو چشم واقع بین و با روشن بینى وحى الهى وظایفى را که فرزندان و اهل بیت گرامیاش در آینده انجام خواهند داد و نقشى را که در شناخت و شناساندن معارف حقه به عهده خواهند داشت , ضمن احادیثى که از آن حضرت روایت شده , تعیین فرموده است .
چنان که در این حدیث آمده است : روزى جابر بن عبدالله انصارى که در آخر عمر دو چشم جهان بینش تاریک شده بود به محضر حضرت سجاد (ع) شرفیاب شد .
صداى کودکى را شنید , پرسید کیستى ؟ گفت من محمد بن على بن الحسینم , جابر گفت : نزدیک بیا , سپس دست او راگرفت و بوسید و عرض کرد : روزى خدمت جدت رسول خدا ( ص ) بودم .
فرمود : شاید زنده بمانى و محمدبن على بن الحسین که یکى از اولاد من است ملاقات کنى .سلام من را به او برسان و بگو : خدا به تو نور حکمت دهد .علم و دین را نشر بده .
امام پنجم هم به امر جدش قیام کرد و در تمام مدت عمر به نشر علم و معارف دینى و تعلیم حقایق قرآنى و احادیث نبوى (ص) پرداخت .
این جابر بن عبدالله انصارى همان کسى است که در نخستین سال بعد از شهادت حضرت امام حسین (ع) به همراهى عطیه که مانند جابر از بزرگان و عالمان باتقوا و از مفسران بود , در اربعین حسینى به کربلا آمد و غسل کرد , و در حالى که عطیه دستش را گرفته بود در کنار قبر مطهر حضرت سیدالشهداء آمد و زیارت آن سرور شهیدان را انجام داد .
بارى , امام باقر علیه السلام منبع انوار حکمت و معدن احکام الهى بود .
نام نامى آن حضرت با دهها و صدها حدیث و روایت وکلمات قصار و اندرزهایى همراه است , که به ویژه در 19 سال امامت براى ارشاد مستعدان و دانش اندوزان و شاگردان شایسته خود بیان فرموده است .
بنا به روایاتى که نقل شده است , در هیچ مکتب و محضرى دانشمندان خاضعتر و خاشعتر ازمحضر محمد بن على (ع) نبوده اند .
در زمان امیرالمؤمنین على (ع) گوئیا , مقام علم و ارزش دانش هنوز -چنان که باید - بر مردم روشن نبود , گویا مسلمانان هنوز قدم از تنگناى حیات مادى بیرون ننهاده و از زلال دانش علوى جامى ننوشیده بودند , و در کنار دریاى بیکران وجود على (ع) تشنه لب بودند و جز عدهاى معدود قدر چونان گوهرى رانمیدانستند .
بی جهت نبود که مولاى متقیان بارها میفرمود : سلونى قبل از تفقدونى پیش از آنکه من را از دست بدهید از من بپرسید .
و بارها میگفت : من به راههاى آسمان از راههاى زمین آشناترم .
ولى کو آن گوهرشناسى که قدر گوهر وجودعلى را بداند ؟ اما به تدریج , به ویژه در زمان امام محمد باقر ( ع ) مردم کم کم لذت علوم اهل بیت و معارف اسلامى را درک میکردند , و مانند تشنه لبى که سالها از لذات آب گوارا محروم مانده و یا قدر آن را ندانسته باشد , زلال گواراى دانش امام باقر ( ع ) را دریافتند و تسلیم مقام علمى امام ( ع ) شدند , و به قول یکى از مورخان : مسلمانان در این هنگام از میدان جنگ و لشکر کشى متوجه فتح دروازههاى علم و فرهنگ شدند .
امام باقر ( ع ) نیز چون زمینه قیام بالسیف ( قیام مسلحانه ) در آن زمان - به علت خفقان فراوان و کمبودحماسه آفرینان - فراهم نبود , از این رو , نشر معارف اسلام و فعالیت علمى راو هم مبارزه عقیدتى و معنوى با سازمان حکومت اموى را , از این طریق مناسبترمیدید , و چون حقوق اسلام هنوز یک دوره کامل و مفصل تدریس نشده بود , به فعالیتهاى ثمر بخش علمى در این زمینه پرداخت .
اما بدین خاطر که نفس شخصیت امام و سیر تعلیمات او - در ابعاد و مرزهاى مختلف - بر ضرر حکومت بود , مورد اذیت و ایذاء دستگاه قرار می گرفت .
در عین حال امام هیچگاه از اهمیت تکلیفى شورش ( علیه دستگاه ) غافل نبود , و از راه دیگرى نیز آن را دامن میزد : و آن راه , تجلیل و تأ یید برادر شورشیاش زید بن على بن الحسین بود .
روایاتى در دست است که وضع امام محمد باقر ( ع ) که خود - در روزگارش - مرزبان بزرگ فکرى و فرهنگى بوده و نقش مهمى در نشر اخلاق و فلسفه اصیل اسلامى و جهان بینى خاص قرآن , و تنظیم مبانى فقهى و تربیت شاگردانى مانند امام شافعى و تدوین مکتب داشته , موضع انقلابى برادرش زید را نیز تأ ییدمیکرده است چنانکه نقل شده امام محمد باقر (ع) میفرمود : خداوندا پشت من را به زید محکم کن .
و نیز نقل شده است که روزى زید بر امام باقر (ع) وارد شد , چون امام (ع) زید بن على را دید , این آیه را تلاوت کرد : یا ایها الذین آمنوا کونوا قوامین بالقسط شهداء لله .
یعنى : اى مؤمنان , بر پاى دارندگان عدالت باشید و گواهان , خداى را .
آنگاه فرمود : انت و الله یا زید من اهل ذلک , اى زید , به خدا سوگندتو نمونه عمل به این آیهاى .
میدانیم که زید برادر امام محمد باقر (ع) که تحت تأ ثیر تعلیمات ائمه (ع) براى اقامه عدل و دین قیام کرد .
سرانجام علیه هشام به عبدالملک اموى ,در سال (120 یا 122) زمان امامت امام جعفر صادق (ع) خروج کرد و دستگاه جبار , ناجوانمردانه او را به قتل رساند .
بدن مقدس زید را سالها بر دار کردند و سپس سوزانیدند .
و چنانکه تاریخ مینویسد : گرچه نهضت زید نیز به نتیجهاى نینجامید و قیامهاى دیگرى نیز که در این دوره به وجود آمد , از جهت ظاهرى به نتایجى نرسید , ولى این قیامها و اقدامها در تاریخ تشیع موجب تحرک و بیدارى و بروز فرهنگ شهادت علیه دستگاه جور به شمار آمده و خون پاک شیعه را درجوشش و غلیان نگهداشته و خط شهادت را تا زمان ما در تاریخ شیعه ادامه داده است .
امام باقر (ع) و امام صادق (ع) گرچه به ظاهر به این قیامها دست نیازیدند , که زمینه را مساعد نمیدیدند , ولى در هر فرصت و موقعیت به تصحیح نظر جامعه درباره حکومت و تعلیم و نشر اصول اسلام و روشن کردن افکار , که نوعى دیگر از مبارزه است , دست زدند .
چه در این دوره , حکومت اموى رو به زوال بود و فتنه عباسیان دامنگیر آنان شده بود , از این رو بهترین فرصت براى نشرافکار زنده و تربیت شاگردان و آزادگان و ترسیم خط درست حکومت , پیش آمده بود و در حقیقت مبارزه سیاسى به شکل پایهریزى و تدوین اصول مکتب - که امرى بسیار ضرورى بود - پیش آمد .
اما چنان که اشاره شد , دستگاه خلافت آنجا که پاى مصالح حکومتى پیش میآمدو احساس میکردند امام ( ع ) نقاب از چهره ظالمانه دستگاه برمیگیرد و خط صحیح را در شناخت امام معصوم ( ع ) و امامت که دنباله خط رسالت و بالاخره حکومت الله است تعلیم میدهد , تکان میخوردند و دست به ایذاء و آزار وشکنجه امام ( ع ) میزدند و گاه به زجر و حبس و تبعید ... براى شناخت این امر , به بیان این واقعه که در تاریخ یاد شده است میپردازیم : در یکى از سالها که هشام بن عبدالملک , خلیفه اموى , به حج میآید , جعفر بن محمد , امام صادق , در خدمت پدر خود , امام محمد باقر , نیز به حج میرفتند .
روزى در مکه , حضرت صادق , در مجمع عمومى سخنرانى میکند و در آن سخنرانى تأ کید بر سر مسأ له پیشوایى و امامت و اینکه پیشوایان بر حق و خلیفههاى خدا در زمین ایشانند نه دیگران , و اینکه سعادت اجتماعى و رستگارى در پیروى از ایشان است و بیعت با ایشان و ... نه دیگران .
این سخنان که در بحبوحه قدرت هشام گفته میشود , آن هم در مکه در موسم حج , طنینى بزرگ مییابد و به گوش هشام میرسد .
هشام در مکه جرأ ت نمیکند و به مصلحت خود نمیبیند که متعرض آنان شود .
اما چون به دمشق میرسد , مأ مور به مدینه میفرستد و از فرماندارمدینه میخواهد که امام باقر ( ع ) و فرزندش را به دمشق روانه کرد , و چنین میشود .
حضرت صادق ( ع ) میفرماید : چون وارد دمشق شدیم , روز چهارم ما را به مجلس خود طلبید .
هنگامى که به مجلس او درآمدیم , هشام بر تخت پادشاهى خویش نشسته و لشکر و سپاهیان خود را در سلاح کامل غرق ساخته بود , و در دو صف دربرابر خود نگاه داشته بود .
نیز دستور داده بود تا آماج خانهاى ( جاهایى که درآن نشانه براى تیراندازى میگذارند ) در برابر او نصب کرده بودند , و بزرگان اطرافیان او مشغول مسابقه تیراندازى بودند .
هنگامى که وارد حیاط قصر او شدیم , پدرم در پیش میرفت و من از عقب او میرفتم , چون نزدیک رسیدیم , به پدرم گفته : شما هم همراه اینان تیر بیندازید پدرم گفت : من پیر شده ام .
اکنون این کار از من ساخته نیست اگر من را معاف دارى بهتر است .
هشام قسم یاد کرد : به حق خداوندى که ما را به دین خود و پیغمبر خود گرامى داشت , تورا معاف نمیدارم .
آنگاه به یکى از بزرگان بنى امیه امر کرد که تیر و کمان خود را به او ( یعنى امام باقر - ع - ) بده تا او نیز در مسابقه شرکت کند .
پدرم کمان را از آن مرد بگرفت و یک تیر نیر بگرفت و در زه گذاشت و به قوت بکشید و بر میان نشانه زد .
سپس تیر دیگر بگرفت و بر فاق تیر اول زد ... تاآنکه نه تیر پیاپى افکند .
هشام از دیدن این چگونگى خشمگین گشت و گفت : نیک تیر انداختى اى ابوجعفر , تو ماهرترین عرب و عجمى در تیراندازى .
چرامیگفتى من بر این کار قادر نیستم ؟ ...
بگو : این تیراندازى را چه کسى به تویاد داده است .
پدرم فرمود : میدانى که در میان اهل مدینه , این فن شایع است .
من در جوانى چندى تمرین این کار کردهام .
سپس امام صادق (ع) اشاره میفرماید که : هشام از مجموع ماجرا غضبناک گشت و عازم قتل پدرم شد .
در همان محفل هشام بر سر مقام رهبرى و خلافت اسلامى با امام باقر (ع) سخن می گوید .
امام باقر درباره رهبرى رهبران بر حق و چگونگى اداره اجتماع اسلامى و اینکه رهبر یک اجتماع اسلامى باید چگونه باشد , سخن می گوید .
اینها همه هشام را - که فاقد آن صفات بوده است و غاصب آن مقام -بیش از پیش ناراحت می کند .
بعضى نوشتهاند که : امام باقر را در دمشق به زندان افکند .
و چون به او خبر می دهند که زندانیان دمشق مرید و معتقد به امام (ع) شدهاند , امام را رها میکند و به شتاب روانه مدینه مینماید .
و پیکى سریع , پیش از حرکت امام از دمشق , میفرستد تا در آبادیها و شهرهاى سر راه همه جا علیه آنان ( امام باقر(ع) و امام صادق (ع) ) تبلیغ کنند تا بدین گونه ,مردم با آنان تماس نگیرند و تحت تأ ثیر گفتار و رفتارشان واقع نشوند .
با این وصف امام (ع) در این سفر , از تماس با مردم - حتى مسیحیان - و روشن کردن آنان غفلت نمی ورزد .
جالب توجه و قابل دقت و یادگیرى است که امام محمد باقر (ع) وصیت میکند به فرزندش امام جعفر صادق (ع) که مقدارى از مال او را وقف کند , تاپس از مرگش , تا ده سال در ایام حج و در منى محل اجتماع حاجی ها براى سنگ انداختن به شیطان (رمى جمرات) و قربانى کردن براى او محفل عزا اقامه کنند .
توجه به موضوع و تعیین مکان , اهمیت بسیار دارد .
به گفته صاحب الغدیر -زنده یاد علامه امینى - این وصیت براى آن است که اجتماع بزرگ اسلامى , در آن مکان مقدس با پیشواى حق و رهبر دین آشنا شود و راه ارشاد در پیش گیرد , واز دیگران ببرد و به این پیشوایان بپیوندد , و این نهایت حرص بر هدایت مردم است و نجات دادن آنها از چنگال ستم و گمراهى .
شهادت امام باقر (ع)
حضرت امام محمد باقر ( ع ) 19 سال و ده ماه پس از شهادت پدر بزرگوارش حضرت امام زین العابدین (ع) زندگى کرد و در تمام این مدت به انجام دادن وظایف خطیر امامت , نشر و تبلیغ فرهنگ اسلامى , تعلیم شاگردان , رهبرى اصحاب و مردم , اجرا کردن سنتهاى جد بزرگوارش در میان خلق , متوجه کردن دستگاه غاصب حکومت به خط صحیح رهبرى و راه نمودن به مردم در جهت شناخت رهبر واقعى و امام معصوم , که تنها خلیفه راستین خدا و رسول ( ص ) در زمین است , پرداخت و لحظه اى از این وظیفه غفلت نفرمود .
سرانجام در هفتم ذیحجه سال 114 هجرى در سن 57 سالگى در مدینه به وسیله هشام مسموم شد و چشم از جهان فروبست .
پیکر مقدسش را در قبرستان بقیع - کنارپدر بزرگوارش - به خاک سپردند .
زنان و فرزندان
فرزندان آن حضرت را هفت نفر نوشتهاند : ابوعبدالله جعفر بن محمد الصادق ( ع ) و عبدالله که مادرشان ام فروه دختر قاسم بن محمد بن ابى بکر بود .
ابراهیم و عبیدالله که از ام حکیم بودند و هر دو در زمان حیات پدر بزرگوارشان وفات کردند .
على و زینب و ام سلمه که از ام ولد بودند .
اعمال مخصوص و فضیلت روزهای ماه رجب؛
"ماه رجب ماه استغفار اُمّت من است، پس در این ماه بسیار طلب آمرزش کنید"
در روایتی از رسول خدا صلی الله علیه و آله نقل شده که فرمودند: «رجب ماه خدا و شعبان ماه من و رمضان ماه امتم ». ماه مبارک رجب که فرصت مناسبی برای همه انسانهاست تا توانند با استفاده از این فرصت و غنیمت شمردن آن، دل و جان خود را در زیر باران رحمت و مغفرت الهی شستشو دهند و به سعادت ابدی برسند. برای این ماه اعمال و فضیلتهایی در کتب دینی ما وجود دارد که توجه و عمل به آنها میتواند ما را در این مسیر کمک کند.
در فضیلت و برکات سه ماه مبارک رجب، شعبان و رمضان روایات زیادی از رسول خدا و ائمه(ع) نقل شده که همه دلالت بر عظمت این سه ماه دارد و تاکید بر روزه گرفتن و نیایش و مناجات کردن و دعا و خواندن قرآن و خدمت به بندگان خدا کردن و نیاز نیازمندان را برطرف نمودن و خیرات و صدقات دادن و افزایش عبادت دارد و به جاست که در این باقیمانده از ماه شریف رجب و دو ماه پس از آن، فرصت را بیش از پیش غنیمت شمریم و به عبادت روی آوریم و با خلوص و توجه، از درگاه حضرت ذی الجلال توبه طلب مغفرت کنیم و دلها را با مؤمنین صاف نمائیم و از کدورتها و تنگ نظریها و حسادتها و جسارتها دوری جوئیم. جا دارد که در اعمال و رفتار و کردار و گفتار خود تجدید نظر کنیم و هیچ کاری را جز برای کسب اجر و پاداش معنوی انجام ندهیم و خدا را مد نظر قرار دهیم و به یاد او و به نام او، به کارهای خیر روی آوریم.
در فضیلت ماه رجب؛
در فضیلت و اعمال ماه مبارک رجب است بدانکه این ماه و ماه شعبان و ماه رمضان در شرافت تمامند و روایت بسیار در فضیلت آنها وارد شده، بلکه ازحضرت رسول(ص) روایت شده که ماه رجب ماه بزرگ خداست و ماهى در حرمت و فضیلت به آن نمیرسد و قتال با کافران در این ماه حرامست و رجب ماه خداست و شعبان ماه من است و ماه رمضان ماه امّت من است. کسى که یک روز از ماه رجب را روزه دارد مستوجب خشنودى بزرگ خدا گردد و غضب الهى از او دور گردد و درى از درهاى جهنّم بر روى او بسته گردد و از حضرت موسى بن جعفر(ع) منقول است که هر که یکروز از ماه رجب را روزه بدارد آتش جهنّم یکساله راه از او دور شود و هر که سه روز از آنرا روزه دارد بهشت بر او واجب گردد. همچنین فرمود که "رجب نام نَهرى است در بهشت از شیر سفیدتر و از عسل شیرینتر، هر که یکروز از رجب را روزه دارد البتّه از آن نهر بیاشامد" و از حضرت صادق(ع) منقول است که حضرت رسول(ص) فرموده که "ماه رجب ماه استغفار اُمّت من است پس در این ماه بسیار طلب آمرزش کنید که خدا آمرزنده و مهربان است و رجب را اَصَبّ مى گویند زیرا که رحمت خدا در این ماه بر اُمّت من بسیار ریخته مىشود پس بسیار بگوئید اَسْتَغْفِرُ اللهَ وَاَسْئَلُهُ التَّوْبَةَ."
تاکید بزرگان دین برثواب بی حدوحساب روزه گرفتن در این ماه؛
ابن بابویه بسند معتبر از سالم روایت کرده است که گفت "رفتم بخدمت حضرت صادق(ع) در اواخر ماه رجب که چند روز از آن مانده بود چون نظر مبارک آن حضرت بر من افتاد فرمود که آیا روزه گرفتهاى در این ماه، عرض کردم نه والله اى فرزند رسول خدا، فرمود که آنقدر ثواب از تو فوت شده است که قدر آنرا بغیر خدا کسى نمىداند. بدرستی که این ماهیست که خدا آنرا بر ماههاى دیگر فضیلت داده و حُرمت آنرا عظیم نموده و براى روزه داشتن آن گرامى داشتن را بر خود واجب گردانیده. پس گفتم یَابْنَ رَسُولِ اللهِ اگر در باقیمانده این ماه روزه بدارم آیا به بعضى از ثواب روزه داران آن فایز مىگردم؟ فرمود "اى سالم هر که یک روز از آخر این ماه روزه بدارد خدا او را ایمن گرداند از شدّت سَکَراتِ مرگ و از هَوْل بعد از مرگ و از عذاب قبر و هر که دو روز از آخر این ماه روز دارد بر صراط به آسانى بگذرد و هر که سه روز از آخر این ماه را روزه دارد ایمن گردد از ترس بزرگ روز قیامت و از شدّتها و هَوْلهاى آنروز و بَرات بیزارى از آتش جهنّم به او عطا کنند و بدان که از براى روزه ماه رجب فضیلت بسیار وارد شده است و روایت شده که اگر شخص قادر بر آن نباشد هر روز صد مرتبه این تسبیحات را بخواند تا ثواب روزه آن را دریابد "سُبْحانَ الاِْلهِ الْجَلیلِ سُبْحانَ مَنْ لا یَنْبَغِى التَّسْبیحُ اِلاّ" منزه است خداى بزرگ منزه است آنکه تنزیه و تسبیح جز براى او شایسته نیست. "لَهُ سُبْحانَ الاَْعَزِّ الاَْکْرَمِ سُبْحانَ مَنْ لَبِسَ الْعِزَّ وَهُوَ لَهُ اَهْلٌ منزه است خداى برتر و کریمتر منزه است آنکه لباس عزت در بردارد و شایسته آن است."
دعای ماه رجب در هر روز بعد از فرائض؛
بگو در هر روز از رجب در صبح و شام و در عقب نمازهاى روز و شب
یا مَنْ اَرْجُوهُ لِکُلِّ خَیْر وَآمَنُ سَخَطَهُ
اى که براى هر خیرى به او امید دارم و از خشمش
عِنْدَ کُلِّ شَرٍّ یا مَنْ یُعْطِى الْکَثیرَ بِالْقَلیلِ یا مَنْ یُعْطى مَنْ سَئَلَهُ یا
در هر شرى ایمنى جویم اى که مى دهد (عطاى) بسیار در برابر (طاعت) اندک اى که عطا کنى به هرکه از تو خواهد اى
مَنْ یُعْطى مَنْ لَمْ یَسْئَلْهُ وَمَنْ لَمْ یَعْرِفْهُ تَحَنُّناً مِنْهُ وَرَحْمَةً اَعْطِنى
که عطا کنى به کسى که از تو نخواهد و نه تو را بشناسد از روى نعمت بخشى و مهرورزى عطا کن به من
بِمَسْئَلَتى اِیّاکَ جَمیعَ خَیْرِ الدُّنْیا وَجَمیعَ خَیْرِ الاْخِرَةِ وَاصْرِفْ عَنّى
به خاطر درخواستى که از تو کردم همه خوبى دنیا و همه خوبى و خیر آخرت را و بگردان از من
بِمَسْئَلَتى اِیّاکَ جَمیعَ شَرِّ الدُّنْیا وَشَرِّ الاْخِرَةِ فَاِنَّهُ غَیْرُ مَنْقُوص ما
به خاطر همان درخواستى که از تو کردم همه شر دنیا و شر آخرت را زیرا آنچه تو دهى چیزى کم ندارد (یا کم نیاید) و
اَعْطَیْتَ وَزِدْنى مِنْ فَضْلِکَ یا کَریمُ
بیفزا بر من از فضلت اى بزرگوار
راوى گفت پس گرفت حضرت محاسن شریف خود را درپنجه چپ خود وخواند این دعا را به حال التجا و تضرّع به حرکت دادن انگشت سبّابه دست راست پس گفت بعد از این
یا ذَاالْجَلالِ وَالاِْکْرامِ یا ذَاالنَّعْمآءِ
اى صاحب جلالت و بزرگوارى اى صاحب نعمت
وَالْجُودِ یا ذَاالْمَنِّ وَالطَّوْلِ حَرِّمْ شَیْبَتى عَلَى النّارِ
و جود اى صاحب بخشش و عطا حرام کن محاسنم را بر آتش دوزخ
اعمال مشترک ماه مبارک رجب؛
اینها اعمالی است که انجام دادن آنها متعلق به همه ماه است و اختصاصى به روز معینی ندارد و آن چند مورد است:
1- در تمام ایام ماه رجب دعای ذیل را که روایت شده امام زین العابدین(علیه السلام) در حجر در غره خواندند، خوانده شود:
"یَا مَنْ یَمْلِکُ حَوَائِجَ السَّائِلِینَ وَ یَعْلَمُ ضَمِیرَ الصَّامِتِینَ لِکُلِّ مَسْأَلَةٍ مِنْکَ سَمْعٌ حَاضِرٌ وَ جَوَابٌ عَتِیدٌ اللَّهُمَّ وَ مَوَاعِیدُکَ الصَّادِقَةُ وَ أَیَادِیکَ الْفَاضِلَةُ وَ رَحْمَتُکَ الْوَاسِعَةُ فَأَسْأَلُکَ أَنْ تُصَلِّىَ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ أَنْ تَقْضِىَ حَوَائِجِى لِلدُّنْیَا وَ الْآخِرَةِ إِنَّکَ عَلَى کُلِّ شَىْءٍ قَدِیرٌ."
2- دعایی را که از امام صادق(علیه السلام) روایت شده، خوانده شود:
«خَابَ الْوَافِدُونَ عَلَى غَیْرِکَ وَ خَسِرَ الْمُتَعَرِّضُونَ إِلا لَکَ وَ ضَاعَ الْمُلِمُّونَ إِلا بِکَ وَ أَجْدَبَ الْمُنْتَجِعُونَ إِلا مَنِ انْتَجَعَ فَضْلَکَ بَابُکَ مَفْتُوحٌ لِلرَّاغِبِینَ وَ خَیْرُکَ مَبْذُولٌ لِلطَّالِبِینَ وَ فَضْلُکَ مُبَاحٌ لِلسَّائِلِینَ وَ نَیْلُکَ مُتَاحٌ لِلْآمِلِینَ وَ رِزْقُکَ مَبْسُوطٌ لِمَنْ عَصَاکَ وَ حِلْمُکَ مُعْتَرِضٌ لِمَنْ نَاوَاکَ عَادَتُکَ الْإِحْسَانُ إِلَى الْمُسِیئِینَ وَ سَبِیلُکَ الْإِبْقَاءُ عَلَى الْمُعْتَدِینَ اللَّهُمَّ فَاهْدِنِى هُدَى الْمُهْتَدِینَ وَ ارْزُقْنِى اجْتِهَادَ الْمُجْتَهِدِینَ وَلا تَجْعَلْنِى مِنَ الْغَافِلِینَ الْمُبْعَدِینَ وَ اغْفِرْ لِى یَوْمَ الدِّینِ .»
3- از امام صادق (علیه السلام) روایت شده که در ماه رجب خوانده شود:
«اللَّهُمَّ إِنِّى أَسْأَلُکَ صَبْرَ الشَّاکِرِینَ لَکَ وَ عَمَلَ الْخَائِفِینَ مِنْکَ وَ یَقِینَ الْعَابِدِینَ لَکَ اللَّهُمَّ أَنْتَ الْعَلِىُّ الْعَظِیمُ وَ أَنَا عَبْدُکَ الْبَائِسُ الْفَقِیرُ أَنْتَ الْغَنِىُّ الْحَمِیدُ وَ أَنَا الْعَبْدُ الذَّلِیلُ اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ وَ امْنُنْ بِغِنَاکَ عَلَى فَقْرِى وَ بِحِلْمِکَ عَلَى جَهْلِى وَ بِقُوَّتِکَ عَلَى ضَعْفِى یَا قَوِىُّ یَا عَزِیزُ اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ الْأَوْصِیَاءِ الْمَرْضِیِّینَ وَ اکْفِنِى مَا أَهَمَّنِى مِنْ أَمْرِ الدُّنْیَا وَ الْآخِرَةِ یَا أَرْحَمَ الرَّاحِمِینَ.»
البته ادعیه دیگری نیز برای این ماه عزیز ذکر شده است که در مفاتیح الجنان مبحث اعمال ماه رجب رجوع به تفصیل ذکرشده است .
4- از حضرت رسول اکرم(صلى الله علیه و آله) روایت شده که: هر کس در ماه رجب صد مرتبه بگوید: «أَسْتَغْفِرُ اللَّهَ الَّذِى لا إِلَهَ إِلا هُوَ وَحْدَهُ لا شَرِیکَ لَهُ وَ أَتُوبُ إِلَیْهِ» و آن را به صدقه ختم فرماید حق تعالى براى او به رحمت و مغفرت و کسى که چهار صد مرتبه بگوید بنویسد براى او اجر صد شهید عطا فرماید.
5- از نبی مکرم اسلام روایت است: کسى که در ماه رجب هزار مرتبه "لا إِلَهَ إِلا اللهُ" بگوید خداوند عز و جل براى او صد هزار حسنه عطا کند و براى او صد شهر در بهشت بنا فرماید .
6- روایت است کسى که در رجب در صبح هفتاد مرتبه و در شب نیز هفتاد مرتبه بگوید: "أَسْتَغْفِرُ اللهَ وَ أَتُوبُ إِلَیْهِ" و پس از اتمام ذکر، دستها را بلند کند و بگوید: "اللَّهُمَّ اغْفِرْ لِى وَ تُبْ عَلَىَّ" اگر در ماه رجب بمیرد خدا از او راضى باشد و به برکت ماه رجب، آتش او را مس نکند .
7- در کل این ماه هزار مرتبه ذکر: أَسْتَغْفِرُ اللهَ ذَا الْجَلالِ وَ الْإِکْرَامِ مِنْ جَمِیعِ الذُّنُوبِ وَ الْآثَامِ " گفته شود؛ تا خداوند رحمان او را بیامرزد.
8- سید بن طاووس در اقبال از حضرت رسول اکرم(ص) فضیلت بسیاری براى خواندن سوره "قل هو الله أحد" نقل کرده است که ده هزار مرتبه یا هزار مرتبه یا صد مرتبه در این ماه تلاوت شود. و نیز روایت کرده که هر کس در روز جمعه ماه رجب صد مرتبه سوره قل هو الله أحد را بخواند براى او در قیامت نورى شود که او را به بهشت بکشاند.
توصیه به اداء نماز مخصوص این ماه؛
9- سید بن طاووس از حضرت رسول اکرم(ص) روایت کرده که: هر کس در روز جمعه ماه رجب، مابین نماز ظهر و عصر، چهار رکعت نماز بگزارد و در هر رکعت حمد یک مرتبه و آیة الکرسى هفت مرتبه و قل هو الله أحد پنج مرتبه بخواند، و سپس ده مرتبه بگوید: «أَسْتَغْفِرُ اللهَ الَّذِى لا إِلَهَ إِلا هُوَ وَ أَسْأَلُهُ التَّوْبَةَ» حق تعالى براى او از روزى که این نماز را گزارده تا روزى که بمیرد هر روز هزار حسنه به او عطا فرماید، و او را به هر آیهای که خوانده شهرى در بهشت از یاقوت سرخ و به هر حرفى قصرى در بهشت از دُرّ سفید دهد و تزویج فرماید او را حورالعین و از او راضى شود.
10- از حضرت رسول اکرم(ص) روایت شده است که: هر کس در یک شب از شبهاى ماه رجب ده رکعت نماز به این نحو که در هر رکعت حمد و قل یا ایها الکافرون یک مرتبه و توحید سه مرتبه بخواند، خداوند گناهان او را میآمرزد.
11- بعد از نماز مغرب بیست رکعت، یعنی 10 تا دو رکعتی نماز گزارده شود. تا خود، اهل، مال و اولادش محفوظ بماند و از عذاب قبر در پناه باشد.
12- بعد از نماز عشاء دو رکعت نماز گزارده شود بدین نحو: در رکعت اول حمد و ألم نشرح یک مرتبه و توحید سه مرتبه و در رکعت دوم حمد و ألم نشرح و توحید و معوذتین خوانده شود و پس از سلام، سى مرتبه لا إِلَهَ إِلا اللهُ بگوید و سى مرتبه صلوات بفرستد تا حق تعالى گناهان او را بیامرزد مانند روزى که از مادر متولد شده است. التماس دعا
ایسنا